المحقق السبزواري

702

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

ترك سفرها نزد خوفها ، و آنچه به اينها ماند . » آنگاه ، گفته : « امرى ديگر نيز هست و آن ، آن است كه مردمان چون حوادث را قبل از وقوع بدانند ، ممكن است كه دفع بلا كنند قبل از نزول آن به دعا و تضرّع به جانب حقّ - سبحانه و تعالى - و توبه و انابت به جانب او به روزه گرفتن ، و نمازها كردن و فرايض به‌جا آوردن و نذرها كردن و سؤال از خداى عز و جلّ كردن كه از ايشان دفع كند و صرف كند چيزى را كه از نزول آن مىترسند . » آنگاه ، گفته : « اى برادر ! اگر نظر كنى در اسرار نواميس [ 180 آ ] الهيّه و تأمّل كنى در سنن شرعيّه ، و اغراض قوانين شرايع را بدانى ، مىدانى كه امر چنين است . موسى بن عمران عليه السّلام وصيّت كرد بنى اسرائيل را ، به ايشان گفت : خ حفظ كنيد شرايع تورات را و به وصاياى آن عمل نماييد كه به درستى كه خداى عز و جلّ مستجاب مىسازد دعاى شما را ، و ارزان مىگرداند سعرهاى شما را ، و با خصب مىسازد بلاد شما را ، و بسيار مىگرداند اموال و اولاد شما را ، و از شما بازمىدارد شرّ دشمنان شما را . و هرگاه بترسيد از حوادث دهر و مصايب ايّام ، توبه كنيد به خداى عز و جلّ و استغفار كنيد و روزه بداريد ، و نماز كنيد و تصدّق كنيد ، و دعا كنيد كه شرّ آنچه از آن مىترسيد از شما بگرداند ، و آنچه از آن حذر مىكنيد از شما دفع كند ، و كشف كند از شما محن دنيا و مصايب دهر و حوادث ايّام را . خ و بر اين نهج بوده وصيّت حضرت مسيح عليه السّلام به اصحاب و وصيّت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله مر امّت خود را . » تمام شد كلام اخوان الصّفا . و احاديث بسيار دلالت بر آن مىكند كه تصدّقات دفع بلاها و حادثه‌ها قبل از نزول مىكند ، چنان كه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله منقول است كه ، « صدقه دفع مرگ بد مىكند . » و از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام منقول است كه ، « برّ و صدقه نفى فقر مىكنند و عمرها را دراز مىگردانند و مرگ بد را دفع مىكنند . » و از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه ، « يهوديى به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله گذشت و گفت : خ السّام عليك . خ حضرت فرمود : خ عليك . خ اصحاب فرمودند كه ، « اين مرد به مرگ بر شما سلام كرد . » حضرت فرمود : خ من نيز به همان طريق ردّ سلام او نمودم . خ آنگاه ، حضرت فرمود : خ اين يهودى قفاى او را مارى خواهد گرفت و او را خواهد كشت . خ آنگاه يهودى رفت و هيزم بسيارى جمع